برای دل خودم مینویسم ... برای دلتنگیهایم ... برای دغدغه های خودم ... برای شانه های که تکیه هایم نیس... برای دستی که نوازشگر زخمهایم نیس ..."برای خودم مینویسم " ...بمیرم برای خودم که اینقدر (تنهاست)
برای دل خودم مینویسم ... برای دلتنگیهایم ... برای دغدغه های خودم ... برای شانه های که تکیه هایم نیس... برای دستی که نوازشگر زخمهایم نیس ..."برای خودم مینویسم " ...بمیرم برای خودم که اینقدر (تنهاست)